يه روز كانگورو بچه شو گم مي كنه ميره سر چهار راه داد ميزنه جيبمو زدند.

 

يه بار يه مورچه اي داشته يه برنج با خودش ميبرده دوستش بهش ميگه از كجابرنج آوردي ميگه ""حميد""

 

 

يه روز چهار تا مورچه مي رن حموم دوتاشون برمي گردند چون دوتاشون چسبيدن به صابون