خدایا!

این گله راه را نمی داند.

تو شبان مایی

تو راهبرمان باش

تو بنواز نغمه خوش نی

تا مگر پراکنده نشویم

خدایا!

این گله سر رمیدن دارد

اگر راه به خطا رفتیم

به مهر خودت هدایتمان کن

خدایا!

طنین خوش نوایت را

همواره در گوشمان دار

تا از تو دور نشویم

خدایا!

گرگها در کمین اند

امانمان دار

خدایا!

گله ای چه داند راه صواب؟

اگر شبان رهایش کند؟

چه بسا گله هایی که به دام گرگ رفتند

بی آنکه بدانند

ما را شبان تویی!

چشم بیدارمان تو باش

خدایا!

تا چشم چوپان به گله است

گرگی کی جرات حمله می کند؟

خدایا!

صدای زوزه گرگها از کمینشان می رسد

بنواز نوای خوش نی را

تا صدایشان را نشنویم

تا به نوای تو ارامش یابیم

خدایا!

تو شبان منی!

و من رمه ای که راه را نمی داند

به هر جا هدایتم کنی به همان راه می روم

و اگر رهایم کنی گم می شوم

خدایا!

رمه ات را بنگر

که چشم به دستان تو دارد

تا راه را نشانش دهی

خدایا!

مهربان شبانی باش

و رمه ات را به گرگها مسپار