جدايي تاريک است

جدايي تاريک است و گس
سهم خود را از آن ميپذيرم
تو چرا گريه ميکني؟
دستم را در دست خود بگير
و بگو که در يادم خواهي بود
قول بده سري به خوابهايم بزني
من و تو چون دو کوه دور از هم
جدا از هم
نه توان حرکتي
نه اميد ديداري
آرزويم اما اين است
که عشق خود را
با ستارههاي نيمههاي شب
به سويم بفرستي . . .
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۸ ساعت 3:54 توسط محمد
|