دستشو طرفم دراز كرد،صدايم كرد،شوخي كرد،معذرت خواست،خنديد،سر به سرم گذاشت.گفت:بابا بي خيال!دنيا دو روزه...سخت نگير،آشتي؟
گلفروش دوره گرد در خيابان مي چرخيد.وسط خيايان دويد و يك شاخه گل برايم خريد.خنده ام گرفت.خواستم بگويم،باشه آشتي...اما يك موتور سوار خودش و گل زيبايش را روي زمين پرپر كرد.
سال ها مي گذرد و من از يادآوري آن روز شوم مي سوزم.
+نوشته شده در چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت3:31توسط محمد
|
|
About
خوشبخت ترین خوش شانس ترین سعادت مند ترین ادم روی زمین تو................ تو................ تو نیستی اونیه که تو رو داره